ارائه چارچوب توسعه انسانی دانش‌آموزان در مدارس هوشمند با تأکید بر مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی، تفکر انتقادی و سازگاری دیجیتال

نویسندگان

  • سید علی اکبر هاشمی گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
  • شاهرخ مرادی گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران نویسنده

کلمات کلیدی:

توسعه انسانی, مدارس هوشمند, مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی, تفکر انتقادی, سازگاری دیجیتال, تحلیل مضمون, دانش‌آموزان

چکیده

هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی کیفی برای توسعه انسانی دانش‌آموزان در مدارس هوشمند با تأکید بر مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی، تفکر انتقادی و سازگاری دیجیتال بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و طرح تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل 24 نفر از ذی‌نفعان مدارس هوشمند شهر تهران بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند و با راهبرد حداکثر تنوع انتخاب شدند. گروه مشارکت‌کنندگان شامل دانش‌آموزان، معلمان، مشاوران مدرسه، مدیران و متخصصان فناوری آموزشی بود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد و فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت؛ اشباع اولیه در مصاحبه بیست‌ویکم حاصل شد و سه مصاحبه تکمیلی برای اطمینان از کفایت داده‌ها انجام گرفت. مصاحبه‌ها پس از ضبط و پیاده‌سازی، با استفاده از نرم‌افزار NVivo و بر اساس مراحل تحلیل مضمون کدگذاری و تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها به استخراج پنج مقوله اصلی منجر شد: «توانمندسازی اجتماعی ـ هیجانی در بستر مدرسه هوشمند»، «پرورش تفکر انتقادی و قضاوت مبتنی بر شواهد»، «سازگاری دیجیتال و شهروندی مسئولانه»، «طراحی یاددهی ـ یادگیری انسان‌محور و تعاملی» و «اکوسیستم حمایتی، حکمرانی مدرسه و عدالت دیجیتال». یافته‌ها نشان داد که توسعه انسانی در مدارس هوشمند زمانی محقق می‌شود که فناوری صرفاً ابزار انتقال محتوا تلقی نشود، بلکه در خدمت خودآگاهی، تنظیم هیجان، تعامل اجتماعی، تحلیل انتقادی اطلاعات، مسئولیت‌پذیری دیجیتال و مشارکت فعال دانش‌آموزان قرار گیرد. چارچوب پیشنهادی نشان می‌دهد که مدرسه هوشمندِ انسان‌محور باید میان فناوری، تربیت اجتماعی ـ هیجانی، تفکر انتقادی، سازگاری دیجیتال و حمایت نهادی پیوند برقرار کند. بر این اساس، هوشمندسازی مدرسه زمانی به توسعه انسانی دانش‌آموزان منجر می‌شود که با بازطراحی برنامه درسی، توانمندسازی معلمان، مشارکت خانواده‌ها، اخلاق داده و توجه به نابرابری‌های دیجیتال همراه باشد.

دانلودها

دسترسی به دانلود اطلاعات مقدور نیست.

مراجع

Abrami, P. C., Bernard, R. M., Borokhovski, E., Waddington, D. I., Wade, C. A., & Persson, T. (2015). Strategies for teaching students to think critically: A meta-analysis. Review of Educational Research, 85(2), 275–314. https://doi.org/10.3102/0034654314551063

Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. https://doi.org/10.1191/1478088706qp063oa

Bronfenbrenner, U. (1979). The ecology of human development: Experiments by nature and design. Harvard University Press.

Collaborative for Academic, Social, and Emotional Learning. (2020). CASEL’s SEL framework: What are the core competence areas and where are they promoted? CASEL.

Durlak, J. A., Weissberg, R. P., Dymnicki, A. B., Taylor, R. D., & Schellinger, K. B. (2011). The impact of enhancing students’ social and emotional learning: A meta-analysis of school-based universal interventions. Child Development, 82(1), 405–432. https://doi.org/10.1111/j.1467-8624.2010.01564.x

Facione, P. A. (1990). Critical thinking: A statement of expert consensus for purposes of educational assessment and instruction. American Philosophical Association.

Guest, G., Bunce, A., & Johnson, L. (2006). How many interviews are enough? An experiment with data saturation and variability. Field Methods, 18(1), 59–82. https://doi.org/10.1177/1525822X05279903

Kallio, H., Pietilä, A. M., Johnson, M., & Kangasniemi, M. (2016). Systematic methodological review: Developing a framework for a qualitative semi-structured interview guide. Journal of Advanced Nursing, 72(12), 2954–2965. https://doi.org/10.1111/jan.13031

Koehler, M. J., & Mishra, P. (2009). What is technological pedagogical content knowledge? Contemporary Issues in Technology and Teacher Education, 9(1), 60–70.

Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Sage.

OECD. (2019). OECD Learning Compass 2030: A series of concept notes. OECD Publishing.

Taylor, R. D., Oberle, E., Durlak, J. A., & Weissberg, R. P. (2017). Promoting positive youth development through school-based social and emotional learning interventions: A meta-analysis of follow-up effects. Child Development, 88(4), 1156–1171. https://doi.org/10.1111/cdev.12864

UNESCO Institute for Statistics. (2018). A global framework of reference on digital literacy skills for indicator 4.4.2. UNESCO Institute for Statistics.

Voogt, J., & Roblin, N. P. (2012). A comparative analysis of international frameworks for 21st-century competences: Implications for national curriculum policies. Journal of Curriculum Studies, 44(3), 299–321. https://doi.org/10.1080/00220272.2012.668938

Vuorikari, R., Kluzer, S., & Punie, Y. (2022). DigComp 2.2: The digital competence framework for citizens—with new examples of knowledge, skills and attitudes. Publications Office of the European Union. https://doi.org/10.2760/115376

دانلودها

گاه‌شمار انتشار

چاپ شده

شماره

نوع مقاله

Articles

نحوه استناد به مقاله

هاشمی س. ع. ا. ., & مرادی ش. (1404). ارائه چارچوب توسعه انسانی دانش‌آموزان در مدارس هوشمند با تأکید بر مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی، تفکر انتقادی و سازگاری دیجیتال. روان‌شناسی، آموزش و توسعه انسانی در مدارس, 1(1), 43-57. https://jehds.com/index.php/jehds/article/view/2